گالری تصاویر سوسا وب تولز غروب سرخ

غروب سرخ

من میترسم از بازی روزگار خدایا کمکم کن تک برگ رویایی هستی

 

دلم میخواد خدا خدا کنم و بگم خدا از این دنیات خستم دلم میخواد جیغ بکشمو بگم حقم این نبود 

اهای خدا میشنوی صدامو صدای دختری ک تو دلش کشته شد تمام ارزهاش صدای دختری ک هر کس ب طریقی اومد و ی زخمی بش.زدو رفت خدا من مرگمو میخوام این تنها ارزومه نزار این ارزوم کشته شه خدا نزار 


برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/٩/٢۳ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

کهکشان من

حـــیف کـ ه حوصـلــ‌ه مےخــوا ـهَد...

...حـــرف زدن از چیز ـهایی کــ‌ ه حوصــ‌لـ ه مےخـــوا ـهد... 
وگــــرنـ ه مے گـُـفتـَــم... 
خـــورشیدی کـ ه در کــهکِشانِ مَــن مےسـوخــت... 
...سوخــ ــت... 

برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/٩/٤ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

کودک درون

 

سیگاری شده است این روزها کودک درونم


نه دستم به او می رسد،


نه حرف گوش می دهد …

درد را پُک پُک می کشد …
 

و سیگار را تند تند !!!


 


برچسب‌ها: کودک درون
[ ۱۳٩۳/۸/٢۳ ] [ ٢:٥٩ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

خانه ای به وسعت یک شهر

خانه ای به وسعت یک شهر
 
مرد نشسته بود ...
 
زن میگفت : اینطوری خونمون خیلی دلباز تره ...
 
مرد نشسته بود روی مبل ...
 
زن میگفت : در ضمن ... من همیشه دوست داشتم یه خونه بزرگ
داشته باشم ...
 
ااندازه کل محله ... یا اصلا اندازه کل شهر ..
 
.مرد نشسته بود روی مبل و خیره شده بود ..
 
زن میگفت : نظرت چیه مبل و بذاریم کنار تیر برق ...
 
مرد نشسته بود روی مبل و خیره شده بود
 
به حکم تخلیه...
 

برچسب‌ها: خانه ای به وسعت یک شهر
[ ۱۳٩۳/٧/٥ ] [ ۳:٤٢ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

کسی نمی داند

هنوز هم کسی نمیداند:
 
چوپان قصه ها
 
دروغ میگفت تا...
 
تنهایی هایش بشکند
 
اااااااااااااااااای مردم
 
گرگ گوسفندهای مرا هم خورد

برچسب‌ها: کسی نمی داند
[ ۱۳٩۳/٦/٢۸ ] [ ٩:٥٩ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

خداحافظ

سلام دوستای عزیزم خوبید عایا؟؟؟؟سوال

عزیزان یه مدت نمیام تو وب کنکورم نزدیکه باید برم حداقل یکمم شده بخونم !!!

فقط فراموشم نکنید... 

اونکه با تمام غم هاش.... پناه برد به این وب .... تا بتونه اروم بشه....هستی رو....تک برگ رویایی رو... فراموش نکنید!!!

دوستون دارم .... عاشق همتونم از ته دلم گفتم!!!!

اگه بعضی اوقات بیکار بودم شاید بیام و بهتون سر بزنم چشمک

خداحافظ داداش جونام و ابجی های عزیزمدلقک


برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۳/۱٦ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

خسته ام خسته!!!!

خسته ام...

 

خسته...

 

 

فقط نپرس چرا؟؟؟

 


باید تک تک ارزوهایت برباد رفته باشد

 


تا بدانی وقتی می گویم خسته ام یعنی چه!!!

 



برچسب‌ها: خسته ام خسته!!!!
[ ۱۳٩۳/۳/۱۱ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

نه هیچی!!!

 

گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن...


میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری...


اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!!


اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد

 

میگی: نه،هیچی


 


برچسب‌ها: نه هیچی!!!
[ ۱۳٩۳/۳/٩ ] [ ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]