گالری تصاویر سوسا وب تولز غروب سرخ

غروب سرخ

من میترسم از بازی روزگار خدایا کمکم کن تک برگ رویایی هستی

فکرتو!!!!

تـموم شـهر خـوابیـدن ، مـن از فــکر تـو بیـدارم ...!


برچسب‌ها: فکرتو!!!!
[ ۱۳٩۳/۱/٢٢ ] [ ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

یه سوال؟؟؟؟


برچسب‌ها: یه سوال؟؟؟؟
[ ۱۳٩۳/۱/٢٢ ] [ ٩:٥٦ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

ماتم!!!!!


 اسباب بازی هایش را جمع کردم 

 ماتم برد وقتی دلم را میان آنها دیدم !


برچسب‌ها: ماتم!!!!!
[ ۱۳٩۳/۱/٢٠ ] [ ٧:۳۳ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

قاصدک

 

زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفت

 زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت

زندگی رودی است جاری هر که آمد

کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت

قاصدک ? این کولی خانه بدوش روزگار

کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت . . .


برچسب‌ها: قاصدک
[ ۱۳٩۳/۱/۱۸ ] [ ٧:٠٦ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

کی؟؟؟

کی جرات داره رو این بشینه؟؟سوالشیطان


برچسب‌ها: کی؟؟؟
[ ۱۳٩۳/۱/۱٧ ] [ ۸:٠٤ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

بگو حتما!!!!!!!!!


برچسب‌ها: بگو حتما!!!!!!!!!
[ ۱۳٩۳/۱/۱٧ ] [ ٧:٥۸ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

هی رفیق!!!

هی رفیق!

بغض هایم را مسخره نکن!

به سه نقطه های آخر حرف هایم نخند!

تمام زندگیم نقطه چین است!

اینها تمام نوشته های تاریکی ذهن و دنیای من است…

اینجا کلبه ی وحشت من است!

چرخ و فلک خاطره هاست…

سکوت چشمها و سرسره ی بغض هاست…

در دنیای تاریک و سیاه من خبری از گل و درخت نیست!

روشنی نیست…
سیاهی مطلق است…!

دوست خوب من! 
سکوت کن و رد شو!

چشمهایت را ببند تا تن لش زندگی مرده ام را نبینی!

گوشهایت را بگیر تا صدای ناله ها و زجه زدن هایم را نشنوی!

در دنیای من؛بی کسی دلتنگی و حسرت بیداد میکند…!

اینجا من هستم و من و من!

اینجا بجز من و بغضهایم چیز دیگری نیست!

هیچی نگو… 
نخند… اشک نریز… ترحم نکن…
فقط رد شو…!

 اخ خدا

 

 


برچسب‌ها: هی رفیق!!!
[ ۱۳٩۳/۱/۱٦ ] [ ۱:۱۸ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

زخم دل

سال نو میشه و زخمه من کهنه تر …

پس ای زخم ، کهنه تر شدنت مبارک !


برچسب‌ها: زخم دل
[ ۱۳٩۳/۱/۱٤ ] [ ٤:۱٤ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

اها اها

یه روز یه مرده نشسته بود داشت روزنامه اش رو میخوند که زنش یهو ماهی تابه رو میکوبه تو سرش!
مرده میگه برای چی این کارو کردی؟؟؟؟؟؟
زنش میگه:به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تیکه کاغذ پیدا کردم که توش نوشته بود جنی (اسم یه دختر)


برچسب‌ها: هاهاها

ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۱/۱٢ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

یار بی وفا

در کشور ما شاهی بود که برای سرگرمی خود یک بازی ساخت

که در ان ۲ نفربر روی سنگ ترازو میروند هر که سبکتر باشد کشته میشود

از بخت بدم من و یارم رو بروی هم افتادیم:

برای انکه یارم زنده بماند من ۱۰ روز غذا نخوردم

غافل از اینکه یارم  به پاهای خود وزنه بسته بود!!!!!!!!!


برچسب‌ها: یار بی وفا
[ ۱۳٩۳/۱/۱۱ ] [ ٤:٢٤ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

کجایی بابا !!!!!!!!!!

 

گفتی : بنویسید آب

همه نوشتیم

گفتی : بنویسید بابا آمد

همه .... همه نوشتند به جز من ! یادت می آید خانم معلم ؟؟!!

همه نوشتند بابا آمد اما من نوشتم بابا رفت ...

همیشه از همان اول که اسم بابا می آمد بغضم می ترکید و گریه می کردم .

مثل روزی که تو دیکته می گفتی و من نبود بابا را آه می کشیدم .

خانم یادت می آید وقتی بغلم کردی چقدر اشک ریختم ؟!

یادت می آید گفتی : نباید گریه کنی چون بابا ناراحت می شود ؟!



برچسب‌ها:

ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۱/٩ ] [ ۱:٠٢ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

 


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۱/٩ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

مرهم

 

خدایا

دلم مرهمی می خواهد از جنس خودت!

نزدیک

بی خطر

بخشنده

بی منت!!!


برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۱/٩ ] [ ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

مواظب باش!!!!!!!!

مواظب باش!!!!!!!

مواظب حرفهایت!!!!!!!!

طعنه هایت!!!!!!!!!!

رفتارهایت!!!!!!!!!

بترس از روزی که!!!!!!!!

تنها ارزویت!!!!!!!!!

شنیدن صدایم باشد!!!!!

روزی که لمس دستانم فقط از روی سنگ قبرم ممکن باشد.


برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۱/۸ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

روزه

دلم تنگ میشود

 چشمانم باران میخواهد
 
خدایا!! فرو بردن این همه بغض
 
روزه را باطل نمی کند؟؟

برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۱/٧ ] [ ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

سکوت میکنم...

ســـکوت میکنم

بگذار حرفــها آنقدر یکدیگر را بزننـــد،تا بمیرنــد...!!!


برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۱/٧ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

 

این روزا هرکی ازم میپرسه “چطوری ؟”

 برا اینکه “خوب” باشم ناچارا دشمن خدا میشم …

برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۱/٧ ] [ ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

 

به کسانی که پشت سرتان حرف

 

میزنند بی اعتنا باشید ،

 

آنها به همان جا

 

تعلق دارند :

 

دقیقأ " پشت سرتان "


برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۱/٧ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

چنی نازک تنهایی من!!!

به سراغ من اگر می ایید

پشت هیچستانم!!!

پشت هیچستان جای ست

پشت هیچستان رگهای هوا ...  پر قاصد هایی است... که خبر می ارند

از گل وا شده ی دورترین بوته خاک...

روی شن ها هم.... نقش سم اسب سواران ظریفیست...

که صبح به سر تپه معراج شقایق رفتند...

پشت هیچستان چتر خواهش باز است...

تا ببینیم عطشی در بن برگی بدود...

زنگ باران به صدا می اید...

ادم اینجا تنهاس...

ودر این تنهایی...

سایه نارونی تا ابدیت جاریست...

به سراغ من اگر می ایید...

نرم و اهسته بیایید ...

مبادا که ترک بردارد...

چینی نازک تنهایی من... 


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۱/٥ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

اخ خدا

دختری پشت یک هزارتومانی نوشته بودپدر معتادم برای همین پولی که پیش توست یک شب مرا به دست صاحب خانمان سپرد!

خدایا چقدر میگیری که بگذاری شب اول قبر از اینکه تو ازم سوال کنی من ازت بپرسم چرا؟؟؟؟ 


برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۱/۳ ] [ ٥:٢٠ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

عید و تبریک میگم.

امسالم مثله هر سال بدون تو تموم شد

امسالم گذشتو باز مثله هر سال حروم شد

امسالم مثله هرسال نیومدی تو پیشم

کم کم دارم از دوریت دیگه افسرده میشم

خسته شدم از اینکه تنهایی بشینم کنج اتاقم

هی عکساتوببینم خسته شدمو میخوام یادم بره هستم

من از همه ی دنیا خستمو دلگیرم

این عیدو نمی خوام من عیدی ندارم

این عید واسه من روز عذابه

عیدم مثه هر روز

هر روز مثه دیروز

من حاله دلم خیلی خرابه

احساس میکنم دارم دق میکنم اینجا

این خونه یه زندونه این خونه و هر جا 

هرجا که نشونی از تو اونجا نباشه

دق مرگ شدمو می خوام این دنیا نباشه

احساس میکنم دیگه هیچ راهی ندارم

من موندموتنها با این دله زارم

می سوزمو میسازم من هیچی نمیگم

اما عزیزم عیدو به تو تبریک میگم. 

 


برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۱/۳ ] [ ٤:۱٢ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

خداحافظ

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن


خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه
لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه
یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند 
یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند


تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو


خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم


نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی
تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی 
تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم


خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی

طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ


برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۱/۳ ] [ ۳:٠٤ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

قایقت جا دارد؟؟؟

ای کجایی سهراب؟؟

اب را گل کردند!!!!چشم ها رابستند و چه با دل کردند!!!!

وای سهراب کجایی اخر؟؟؟

زخم ها بردل عاشق کردند!!!!خون به چشمان شقایق کردند!!!!

توکجایی سهراب؟؟؟

که همین نزدیکی عشق را دار زدند!!!!

آی سهراب کجایی که ببینی!!!!حالا دل خوشی مثقالی ست!!!!

دل خوشی سیری چند؟؟؟

صبر کن سهراب...گفته بودی قایقی خواهی ساخت!!!!

قایقت جا دارد؟؟؟

من هم از همهمه ی اهل زمین دل گیرم!!!!

صبر کن سهراب اری!!!!

تو راست میگویی اسمان مال من است...

پنجره.فکر.هوا.عشق.زمین.مال من است!!!!

اما سهراب تو قضاوت کن...بر دل سنگ زمین جای من است...

من نمیدانم که چرا این مردم دانه های دلشان پیدا نیست!!!!

صبر کن سهراب قایقت جادارد؟

من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...من رانیز با خود ببر اینجا عاشقی بین مردم مرده است!!!!


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۱/۱ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

قطار خدا

قطاری به سوی خدا میرفت همه سوار شدند.

در ایستگاه بهشت همگی پیاده شدند...

فراموش کردند که مقصد "خدا بود نه بهشت"


برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۱/۱ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

لبخند

یک لبخندم رابسته بندی کرده ام

برای روزی که اتفاقی تورا میبینم

انقدر تمیز میخندم که به خوشبختی ام حسادت کنی

ومن در جیب هایم دست های خالی ام را فریب می دهم که امن ترین جای دنیارا انتخاب کرده اند.


برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۱/۱ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]

 

هفت شماره را میگیرم ...


(ایمان ، عشق ، محبت ، صداقت ، ایثار ، وفاداری ، عدل)


... بــــــــــــــــــــوق ...


شماره مورد نظر در شبکه زندگی انسانها موجود نمی باشد،


لطفا" مجددا " شماره گیری نفرمایید !


هفت شماره دیگر !


(دوست ، یار ، همراه ، همراز ، همدل ، غمخوار ، راهنما )


... بــــــــــــــــــــوق ...


مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد !

.

.

.


باز هم هفت شماره دیگر !



(خدا ، پروردگار ، حق ، رب ، خالق ، معبود ، یکتا)


... بــــــــــــــــــــوق... بــــــــــــــــــــوق ...



... لطفا" پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید !


... بــــــــــــــــــــوق ...


سلام ... خدای من !


اگر پیغاممو دریافت کردین، لطفا" تماس بگیرید، فقط یکبار !


من خسته شدم از بس شماره گرفتم و هیچکس، هیچ جوابی نداد !


شماره تماس من :


(غرور ، نفرت ، حسادت ، حقارت ، حماقت ، حرص ، طمع)


منتظر تماس شما هستم . انسان !

برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۳/۱/۱ ] [ ٦:٥٧ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () > ]