اها اها

مرده میگه:وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کرده بودم اسمش جنی بود.
زنش معذرت خواهی میکنه و میره به کارای خونه برسه
سه روز بعد مرد داشت تلوزیون نگاه میکرد که زنش اینبار با یه قابلمه بزرگتر میکوبه توسرش به طوری که مرد تقریبا بیهوش میشه
مرد وقتی به هوش میاد میپرسه اینبار برای چی منو زدی؟؟؟؟؟
زنش جواب میده: اخه اسبت زنگ زده بود. 

/ 29 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم خانوم

برای روزهای خوبت دعا میکنم،روزهای خوب تو ربط عجیبی دارند به حال خوب من[گل]

ashkan

سلام مر30 اومدی لینکی

ميلاد

اشک میریزم و خود را در مسیر باد قرار میدهم..! مگر نمیدانی عشق من... "تنها پیوند من و تو دست مهربونه باد"

ميلاد

گــــور بآبآ کسـ ـﮯ ڪــﮧ ساعـــــــ ــــت يــڪ شَــب زَنـ ـگ مــيزَنــﮧ ميگــﮧ : "شـــَـــ ــــب بِـפֿـير دوستـــــــت دارז" وَلــ ـﮯ ساعَـــت ســ ـﮧ ڪـِــ ـﮧبِهــِـــش زَنگ ميزنـَـ ــז اينو ميشنــ ـوז ڪــﮧ "مُشتــَــرَڪ مُــ ــورِدِ نــَظَر בَر פــــالِ مُڪالـ ــمـــﮧ اَست"

ارمين

قشنگ بود..............." [لبخند] وازاينكه بهم سرزدي ممنون [گل] بيشتربهم سربزن[خنده]

امیر

سلام ممنون از حضورت وب باحالی داری مخصوصا این پستت خیلی باحال بود

پرنیان

خخخخخخخخخخخخخ از دست این مردا و زنا...!